خرید بک لینک

 
 

 

 بازاسفند...

 

 

بازبوی عید...

بازخونه تکونی...

گمون نکنم سخت ترازخونه تکونی؛کاری هم باشه،اماسخت ترازاون وقتیه که بخوای خونه دلت روگردگیری کنی!

این روزاهمه مشغولن توخیابوناجاواسه سوزن انداختن نیست شلوغ وپرترافیک،مغازه هاهم که غلغله ان باوجودقیمت هاییکه سربه فلک کشیدن ولی همچنان همه مشغول خرید هستند همه دارن باعجله وپرانرژی خونه تکونی میکنن ازشستن فرش وگردگیری بگیرتا تغییردکوراسیون ویاحتی جایگزین کردن لوازم خونه باوسایل جدیدتروشیک تر.خلاصه این که همه دارن خودشونوبرای ورودبه سال جدیدآماده میکنن بادوستام که حرف میزنم میشنوم که چقدرمشتاقانه به دنبال ست کردن لباسهایشان ساعتهادرخیابانهاازین مغازه به آن مغازه میروند ونهایت تلاششان این است که باشروع سال جدیدجزء بهترین وجدیدترین هاباشند همه این نوشدن هاوتمیزشدن ها خوبه ولییییییییی نمیدونم چرایه چیزی کمه اصلایه جای کارمی لنگه ...درکناراین همه تحول پس تکلیف خانه تکانی دل چه می شود؟؟؟ خانه مان راتغییردادیم تیپمان رابه روزکردیم پس تکلیف روح آزرده وعریانمان چه میشود؟؟؟تکلیف این قلب های پرگردوغبارمان چه!قلبی که خدای ناکرده ممکنه پرشده باشه ازکینه وقهر.تکلیف ناحق کردن حق ها،شکستن دلهابازخم زبانها،غیبت ها،دروغ ها، تهمت ها،معصیت هاو...درنهایت همه سخنم باخودمه نمیخوام امسال روبدون تغییرشروع کنم میخوام چنان گردوخاکی تودلم به راه بیاندازم که بیاوببین...سخته ...خیلی سخته که آدم نفسشوشکست بده ولی می خوام این کاروانجام بدم .راه سختیه مثل صعودبه قله کوه امکان لغزیدنم هست ممکنه خسته بشم زخمی شم ولی میدونم یکی هست که داره ازبالانگام میکنه یکی که هواموداره که نمی ذاره مسیرموگم کنم که دست نوازشگرش روهمیشه روسرم حس میکنم خدایا... توروبه یزرگیت قسم میدم یک لحظه منوبه حال خودم رهانکن...کمکم کن.

برچسب: خانه تکانی,دل,خانه تکانی دل,عید, نویسنده: باران تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1392 ساعت: 21:50

صفحه بندی